چهارشنبه 21 آذر 1397 13:57

ذهنِ بیدار

ظش

شاید پّربی‌راه نباشد اگر بگوییم خود آمریکایی‌ها دست کم از نیمه دوم قرن بیستم ...

 هوشیار مجتبوی

شاید پّربی‌راه نباشد اگر بگوییم خود آمریکایی‌ها دست کم از نیمه دوم قرن بیستم به این سو، سردمدار نقد گفتمان‌های مرتبط با امپریالیسم بوده‌اند. منتقدان و نظریهپردازان از یک سو و داستاننویسان و شاعران از سوی دیگر در صف مقدم اعتراض به بنیانهای فرهنگی، سبک زندگی مصرفگرایانه و سیاست سلطهطلبانه آن برآمدند. گاهی هنرمندانی غیرآمریکایی سراغ آن میرفتند و گاهی هم هنرمندانی زاده و پرورشیافته آمریکا. شاعران آمریکای لاتین از جمله پابلو نرودا یا فدریکو گارسیا لورکا بارها آمریکا را موضوع شعر خود کردند یا دستکم بخشی از بنمایههای اعتراضیشان را به همین موضوع اختصاص دادند. اما مهمترین منتقدان عصرِ نو آمریکا نویسندگان و شاعران آمریکایی بودند. آشکارترین مواضع سیاسی در این زمینه از سوی یکی از مهمترین جنبشهای ادبی سده بیستم آمریکا یعنی نسل بیت اتخاذ شد. نویسندگان و شاعران آوانگاردی نظیر جک کرواک، ویلیام بارز، آلن گینزبرگ یا گریگوری کورسو به انحای مختلف این اعتراض را نمایش دادهاند، حتی به شکلِ نمایشی خیابانی با گریم کردن خوکی به نمایندگی رئیسجمهور آمریکا. جک کرواک در رمانهای معروفی نظیر «ولگردهای دارما» یا «در راه» در صدد دگرگون کردن بنیانهای سبک زندگی آمریکاییها برآمد، نویسندهای نظیر ویلیام بارز با زندگی دیوانهوار و آثار آوانگاردش انتقادهایی سرسختانه علیه حکومت ابراز کرد و شاعر بزرگی مثل گینزبرگ به سیاق هم نسلانش بارها بیمسئولیتیها و رفتارهای غیر انسانی دولتمردان آمریکایی را نشانه رفتهاند.
در میان شاعران نسل بیت گریگوری کورسو در شعری برجسته پذیرای این اعتراض شده است. او شعری بلند و سه اپیزودی نوشته با عنوان «راه آمریکایی». وجه کنایی و کمی هیستریک کورسو را میتوانید در اپیزود اول این شعر ببینید: «من یک آمریکایی بزرگ هستم/ غالبا احساسات ناسیونالیستیام هم برایش گل میکند!/ آمریکا را دیوانهوار دوست دارم!/ اما خب میترسم برگردم آمریکا...».
آلن گینزبرگ هم در شعر بلند «آمریکا» بخشی از مهمترین ایدههای ضدآمریکاییاش را مطرح کرد. از آنجا که این شعر را میتوان یکی از مهمترین شعرهای سده بیستم آمریکا در این زمینه برشمرد، نیمی از آن را با ترجمانی جدید ضمیمه این جستار کردیم. این شعر پیش‌تر توسط مترجمانی نظیر علی‌اصغر بهرامی (کتاب «شعر عصیان»، نشر نی، 1384)، شروین افشار و رامتین شهرزاد به صورت رسمی و غیررسمی منتشر شده است: «آمریکا، همه چیزم را به تو بخشیدم و اکنون هیچ ندارم./ آمریکا، دو دلار و بیست و هفت سنت در 17 ژانویه 1956./ تحملِ ذهنم را ندارم./ آمریکا، کی این جنگ انسانی را تمام میکنی؟/ برو، و خودت را با بمب اتمت به باد بده!/ اصلا حال خوبی ندارم، گمشو پی کارت!/ تا زمانی که خوب نشوم شعرم را نمینویسم./ آمریکا، پس کی فرشتهوار میشوی؟/ پس کی این لباست را از تن میکنی؟/ کی از میان گورت به خودت نگاه میکنی؟/ کی ارزش یک میلیون تروسکیتات را میفهمی؟/ آمریکا، چرا کتابخانههایت پر از اشک است؟/ آمریکا، کی تخممرغهایت را میفرستی هند؟/ حالم از خواستههای دیوانهوارت بههم میخورد./ کی میتوانم بروم سوپرمارکت و هر چه دلم خواست را با این جمال بخرم؟/ آمریکا بعد از تمام اینها، من و توییم که کاملیم، نه جهان بعدی./ دم و دستگاه تو برای من خیلی عریض و طویل است./ تو آخرش هم قدیسم می کنی./ حتما راههای دیگری هم برای آرام‌کردن این دعوا هست./ [...]/ تو خودِ شر هستی یا این یک جور شوخی ِ حقیقی است؟/ دارم سعی میکنم لُب کلام را دریابم!/ این وسواسهای فکری را میگذارم کنار./ آمریکا چیزی نگو، خودم میدانم دارم چه کار میکنم./ آمریکا شکوفههای درخت آلوچه دارد میریزد./ چند ماه است که روزنامه نخواندهام، هر روز یک نفر دارد کسی را میکشد وُ دادگاهی میشود./ [...]/ چیزی ندارم به پروردگار متعال بگویم./ یک جور نگرش شهودی و ارتعاشات کیهانی در من هست./ آمریکا، تا حالا به تو نگفتم که چه کردی با دایی مکس، بعد از آنکه پا شد از روسیه آمد./ دارم با تو حرف میزنم./ تو اجازه میدهی زندگی عاطفیات تحت تاثیر مجله تایم باشد؟/ من که با تایم اغوا میشوم./ هر هفته هم میخوانمش./ هر بار از گوشه مغازه آبنباتفروشی رد میشوم میبینم که جلد مجله چطور به من خیره شده است./ توی زیرزمین کتابخانه عمومی برکلی هم میخوانمش./ همیشه دارد با من درباره احساس مسئولیت حرف میزند. تاجران جدیاند. تهیهکنندگان فیلم جدیاند. همه، جز من جدیاند./ فکر کنم من آمریکا باشم./ و دوباره دارم با خودم حرف میزنم».
آلن گینزبرگ در شعرهای دیگری از جمله برجستهترین اثرش، «زوزه» نیز روایتی بلند از «آمریکا» و حرمان و اندوه هم‌نسلانش به دست میدهد. اگر در سده نوزدهم و در شعر شاعرانی نظیر والت ویتمن به خرده‌روایتهایی از فخر به سرزمین مادری و سرودهایی در ستایش شخصیتهایی نظیر آبراهام لینکلن (شعرِ «ای ناخدا، ناخدای من!») برمی‌خوریم، در نیمه دوم سده بیستم میلادی با الگوهایی کاملا متناقض مواجه میشویم که گاهی تحت تاثیر همان نمونههای کلاسیک به نگارش درآمدهاند. بعضی از شاعران نسل بیت از جمله ویلیام بارز تحت تاثیر آثار ویتمن بوده اما در منظر اندیشه و ایدئولوژی، افکاری سراسر مخالف و وارونه ابراز کرده است.
گینزبرگ در شاهکارش «زوزه»، که شعری است بلند، تمایلات ضدآمریکایی‌اش را به شکل دیگری بروز میدهد. او در این اثر با لحنی عصبی و تا حدود زیادی خودانگیخته و ارتجالی به سوی بنیانهای مهم فرهنگی آمریکا هجوم میبرد. زوزه، شکل جدیدی از اعتراض و عصیان علیه هنجارهای اجتماعی را به جامعه ادبی آمریکا معرفی کرد.
زوزه در میانه دهه 50 میلادی نوشته و منتشر شد، درست زمانی که آمریکاییها تصمیم گرفتند وارد جنگ با ویتنام شوند و البته درگیریهای نظامی و عملیات خود را نیز آغاز کردند. این سالها، سالهای به وجود آمدن نحلهها و جنبش های مهمی از جمله زمزمههای اولیه هیپیها علیه سیاستهای آمریکاست.

بیشتر بخوانید

  • درباره‌ی کتابی که فارغ از مخاطب به اندیشه‌ای نو می‌پردازد

    درباره‌ی کتابی که فارغ از مخاطب به اندیشه‌ای نو می‌پردازد

    کتاب‌هایی هستند که چیزهایی را از آدم می‌گیرند؛ باوری را که صحیح یا خطا محرّک بوده، انگیزه‌ای را که می‌توانست به رشد بیانجامد و یا ادراکی را که برای روبه‌رویی با تردیدها و تشکیک‌ها یاری‌گر است. این کتاب‌ها اگر قوی نوشته شوند ویران‌گرترند. کتاب‌هایی هستند که چیزهایی به آدم نمی‌دهند. شاید تنها مروری باشند بر دانسته‌ها و شاید هم اصلاً به کم و زیاد شدن‌مان کاری نداشته باشند، وقتی می‌گیرند تا خوانده شوند.

  • درباره‌ یک چریک گمنام

    درباره‌ یک چریک گمنام

    دهه چهل و پنجاه تاریخ معاصر ایران پر است از ترورهای سیاسی، قیام مسلحانه و عملیات چریکی. ترور انقلابی ...

  • طرز شاعران و تراز جهانی شعر انقلاب

    طرز شاعران و تراز جهانی شعر انقلاب

    عدد چهل در فرهنگ اسلامی و ایرانی دارای تقدس است چرا که نشانی از کمال است.انقلاب اسلامی ایران در ایستگاه چهلم آن چنان جریان فکری و فرهنگی را در سپهر بین المللی ایجاد کرده است که بارقه های آن معنویت و باورهای ستوده فرهنگی و اجتماعی ایجاد کرده است.بی‌تردید عظمت انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تنها با زبان هنر و ادبیات می تواند به جهانیان معرفی شود. اما سوال مهمی که وجود دارد این است که جایگاه هنر از پس چهل سال حماسه و ایثار کجاست؟

  • نمایش دستاوردهای دفاع مقدس در دیار لشگر 41 ثارالله

    نمایش دستاوردهای دفاع مقدس در دیار لشگر 41 ثارالله

    موزه‌ای در دیار کویر که راوی رشادت‌های هشت ساله‌ لشگرآفتاب است. باغ موزه دفاع مقدس کرمان از جمله قدیمی‌ترین و بزرگترین باغ موزه‌های دفاع مقدس کشور است که سازه‌اش با الهام از معماری سنتی کرمان و دریافته از اقلیم و سازه‌های آن به سرانجام رسیده است.کرمان مهد لشگر 41 ثاراله است

نظرات بینندگان

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، موارد مغایر با آموزه‌های دین مبین اسلام باشد منتشر نخواهد شد.

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.